سووشون
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 13:20
صدای پاهایی روی شنهای خیابان باغ میآمد. صدای پاها به ایوان که میرسید قطع میشد و از نو ادامه مییافت و زری چشم بر هم گذارده بود و احساس میکرد که مثل یک انار مکیده همه شیره جانش را از تنش بیرون کشیدهاند. حس میکرد یک ماری آمد و از گلوی او پایین رفت و روی قلبش چنبره زد و نشست و سرش را شق گرفت تا او را نی...
مث پس کوچه های پاییزم ..
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 13:19
جوون مرگِ رستاک هنوز من رو به اندازه بار اولی که شنیدمش دیوونه میکنه . بعضی آهنگها برام هرگز کهنه نمیشن .
Currently reading
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 8:07
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوستاجلـم میکشـد و درد فراقش سبب استسعدی
Damn!
-
تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 8:07
Pe y : instead of worring about pain you may cause in the future, How about trying to fix pain you're causing her right now The Big Bang Theory - Season 10 Episode 5
من از دستِ غمت
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 13:29
گفتم ؛ من از این غم من از این درد جونِ سالم به در نمیبرم خودم میدونم.
که محرابم بگرداند خمِ آن دلستان ابرو
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 6:44
-
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 6:44
چشمان ترک و ابروان جان را به ناوک میزنندیا رب که دادست این کمان آن ترک تیرانداز راسعدی
دردت به جانِ ما شد..
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 6:44
قربانِ قد و بالایتان ، نه که شکوه کنم یا بهانه بیاورم فقط قربانِ سرتان وقتِ بریدن از من کاش نگاهی ، عطری ، گرمای نفسی ، صدایی ، گوشهی پیراهنی چیزی توی مشتم میگذاشتید و دستِ خالی با امیدِ ناامید از آغوشتان راهیِ غربتم نمیکردید ، که دستِ کم برای این شبهای پریشانی ، برای تنگی و واماندگی دل ، برای درمان...
آپشن
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 3:17
والا آمده ام یک کلام بگویم انقدر از این آپشن جدید اینستاگرام که استوری باشد بدم می آید که نگو . همین دیگر.
ای دیریافته با تو سخن میگویم
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 3:17
اگر دوست داشتید مِن بعد ماحصلِ دلتنگیهایم را اینجا میتوانید گوش کنید. دانلود پ.ن : همه تلاشم را کردم کیفیتش خوب باشد منتها پنجره اتاقم مشرف به پمپ آبِ خوابگاه است و متاسفانه صدای آزاردهنده همیشه برقرار.
از روزهای عزیزِ کارورزی ام
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 18:35
کار کردن با آدمهای عزیز و دوست داشتنی خستگی روح و تن رو از آدم میگیره . لذت بخشه آدمهایی که ستایششون میکنم به همون اندازه که دوستشون دارم من رو دوست دارند . دو ساعت بیشتر موندن توی کلینیک خستهم نکرد وقتی مشغول کار کردن روی بیمارم بودم ، و یکی از همین آدمهای عزیز توی چشمهام نگاه کرد و پیشِ بقیه گفت ؛...
دلتنگ بوی توام.هیهات
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 6:31
کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار .. کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار .. کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار ..
درد داره بفهم
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 6:31
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی ؟
یاد بعضی نفرات
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 2:48
یادت بیمارم میدارد نامهربان ..
دردت به جانِ ما شد ..
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 2:48
اومد قبل اینکه سلام کنه گفتیم شمایلت چه نیکوست ، خندید گفت مالِ شما بهتره ، رفت. هفته بعد باز دیدیمش ، گفتیم اسمت چی بود ، گفت دلبر که جان فرسود از او ، گفتیم مگه تو هم بلدی ؟ گفت اسممه ، رفت. عینِ رفتنِ جان از بدن دیدم که جانم میرود... از فردا دیگه نشد از یادش منفک بشیم ،هی نگاش کردیم ، نشستیم روبه...
آخ
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 14:44
معذبِ مذهبم ، اگر نه، بلاتشبیه ، تلاوت بود آن نفس کشیدن شما . گلپا هم آنجور نمیخواند. آنجور که زیرِ گوش ما نفس میکشیدی. + لانگ شات
درد و نفرین ..
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 12:37
اگر رختِ خدایی برِ ما بود ، دو خط هم گوشهی کتاب مینوشتیم رفتن معصیت است ، و هُم لایَدرِکون ... یا هرچی. + از لانگ شات
ای سر و سامان همه تو
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 3:24
تا به کجایـــم بـری ای جذبــه خون ، ذوق جنــون سلسله برجان همه من ،سلسله جنبان همه تو حسین منزوی این غزل منزوی . آخ این غزل عزیزِ من است آنقدر که دوست دارماش ، آنقدر که همیشه زمزمهاش میکنم. معتقدم علیرضا قربانی به دنیا آمده که زیباترینها را با صدایش زیباتر کند .دیوانگیها را صدچندان کند. علیرضا قربان...
کلیـدر
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 3:24
ما را مثل عقرب بارآوردهاند ؛ مثل عقرب! ما مردم صبح که سر از بالین ورمیداریم تا شب که سر مرگمان را میگذاریم ، همدیگر را میگزیم. بخیلیم ، بخیل! خوشمان میآید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم. خوشمان میآید که دیگران را خوار و فلج ببینیم. اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن م...
نامه
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 3:24
تابستان نیامده بود هنوز ، همه ترسم این بود که چگونه قرار است بگذرد . گذشت یک جورهایی. بیا کم و کیفش را کار نداشته باشیم. چند شب پشتِ هم گریستم را کار نداشته باشیم. چند شب نامه نوشتم برایت ، بوسیدم و گذاشتم زیربالشتم و تا صبح خوابم نبرد را کار نداشته باشیم . میدانم گفتن از دلتنگیهایم حوصلهات را سر می...