صدای پاهایی روی شنهای خیابان باغ میآمد. صدای پاها به ایوان که میرسید قطع میشد و از نو ادامه مییافت و زری چشم بر هم گذارده بود و احساس میکرد که مثل یک انار مکیده همه شیره جانش را از تنش بیرون کشیدهاند. حس میکرد یک ماری آمد و از گلوی او پایین رفت و روی قلبش چنبره زد و نشست و سرش را شق گرفت تا او را نیش بزند و میدانست که در تمام عمر این مار همان جا روی قلبش چنبرهزنان خواهد ماند و هر وقت به یاد شوهرش بیفتد آن مار نیش خود را به سینهاش فرو خواهد کرد.
سیمین دانشور
برچسب: سووشون,سووشون pdf,سووشون دانلود,سووشون به چه معناست,سووشون سیمین دانشور pdf,سووشون download,سووشون چیست,سووشون دانشور,سووشون ویکی پدیا,سووشون اثر سیمین دانشور,
نویسنده: اشکان کریمیان