خرید بک لینک

روزهاست که فکرها آزارم میدهند. ترس چون سم مهلکی به جانم ریخته است. انگار روی هیچ چیز کنترلی ندارم. دست و پایم را گم کردهام، هراسانم و مستاصل. احساس تنهایی بررسی از مرجع غمگین طبق کپی رایت ی به قلبم هجوم آورده است. رنج میبرم از ملغمهی این احساساتی که یک باره به قلب من تاختهاند. دلم نمیخواهد با کسی حرف بزنم، از همه فرار میکنم و خستهام. خسته و دلگیر و نگرانم. از اینکه انقدر همه چیز بررسی از مرجع غمگین طبق کپی رایت و غیرقابل کنترل شده احساس ضعف میکنم. گله دارم و شاید این گله بیمورد باشد. دلتنگم و شاید این دلتنگی چاره داشته باشد. ترس دارم و شاید همه این ترسها خود ساختهاند. ناامنی فلجم کرده است. میلرزم و چون میلرزم احساس ضعف میکنم و این احساس ضعف از خود بیزارم میکند. آشفته و پریشانم. آغوش تو را میخواهم و حتی همین خواستن کلافهام میکند. نمیخواهم بجنگم، نمیخواهم یاد بگیرم، نمیخواهم دست و پا بزنم، میخواهم تو امنم کنی. با من حرف بزن. دستهایم را بگیر. میلرزم از این بیکسی و تو نمیدانی تا کجاهای قلب مرا میتوانی گرم کنی. مرا در آغوشت بگیر ای دوست، دلبند، یار ، ای سیل مصیبتبار که من هنوز خیلی کوچکتر از ترسهایم هستم.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:52

صفحه بندی