خرید بک لینک

در جوابِ نیلوفر عزیز که پرسیده بود اگر معشوقتان را داشتید چه کار میکردید؛

اگر داشتمت؟

آنقدر که تو عمیق در تار و پود جانم ریشه دواندهای. آنقدر که از هر عشق و احساسی سیرابم. که هیچ حفرهای در قلبم وجود ندارد، مگر ندارمت؟ پس داشتن چگونه است؟ وقتی تنها مزه مزه کردن هجای شیرین نام تو بر لبانم کافیست تا دردهایم تسکین پیدا کنند و جانِ بیقرارم قرار. مگر بودن چه شکل و قامتی دارد؟ مگر بودن محدود به حجم و مکان میشود؟ وقتی جان من، هستی من، معنای زندگانی من، سر تا پا لبریزِ بی چون و چرای حضور توست. مگر میتوانم بگویم ندارمت؟

اما اگر داشتن را بخواهم حضور فیزیکی تو قلمداد کنم، بیشک آن دم که کنارت مشتاق نشستهام و تو بر دامن من به خواب رفتهای اگر داشتمت چشمهای تو را بارها میبوسیدم.

یا خطوط دستان تو را دوباره برایت معنی میکردم و بیهیچ مکثی دستهایت را میان دستانم غرق بوسه میکردم.

برچسب: نویسنده: اشکان کریمیان تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 4:52

صفحه بندی